تابلو!!!
همه اش تقصیر شما ترقه ای هاست. اصلا دیگه تموم شد. اصلا اگه نخوام کسی برام کامنت بگذاره باید کی رو ببینم؟. هی چپ و راست میائید و میگید: استاد،دکتر، سالوادوره،آمیتا پاچان ...خوب منم کم ظرفیت اونوقت جو گیر میشم یک کارائی میکنم سوژه درست میشه بعد شما میخونید بعد میائید کامنت میگذارید "عجب طنز نابی، چقدر زیر پوستی و مفهومی بود !!!" حتما هم تو دلتون به سادگی من میخندید!
حتما هم این بار باز اومدید یک مطلب مثلا طنز بخونید که باز هم شروع کنید.اما این بار دیگه از طنز خبری نیست چون اعصاب معصاب ندارم فقط ذکر ماجرا میکنم
چند روز پیش بعد از خوندن کامنتها و کلی جو گیر شدن برای رفتن به دیدار دوستی سوار بر ماشینم شدم . بهترین کت و شلوارم رو پوشیدم و کلی هم ژل به موهام مالیدم که لقب دکتری برازندم باشه. مسیری رو که باید میرفتم رو خوب بلد نبودم پرسون پرسون به محله مورد نظر رسیدم اما باز مقصد اصلی رو پیدا نمیکردم. مجبور شدم ماشینم رو یک گوشه ای پارک کنم و پس از تکوندن کت و شلوار برای رفع چروکی و دست بردن لای موها برای رفع آشفتگی و تبدیل شدن به یک آقای به ظاهر جنتلمن دنبال یک موجود زنده باشم که از خوش شانسی دیدم به جای یک موجود زنده یک جفت!دختر پسر جوون داشتند به سمتم میامدند اما ظاهرشون نشون میداد که دارند به سبک توپخانه های جبهه جنگ با هم کل کل میکنند
من بی توجه به موضوع برای پرسیدن آدرس سینه ام رو جلو دادم . چشمام رو خمار کردم . با صدای تو دماغی که شبیه دوبلور آلن دولن باشه همراه با تکونهای مکرر سر از آقا پسره پرسیدم:"آآآآ(صرفا برای با کلاس شدن)ببخشید آقا! آآآمعذرت میخوام،آآآآ قصد مزاحمت ندارم، آآآآآآآآآآ اما متاسفانه من بچه این محل نیست و از راه دوری آمدم و آآآآمیخواستم ...
هنوز حرفم تمام نشده بود که پسره دستش رو روی سینه ام که ملبس به بهترین کت و شلوار باب همایونیم بود زد و گفت:برو داداش برو که خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه برو که خدا بهت بده...!!!با این ادا اصولت !
همچنان که سعی کردم کلاس دکتریم رو حفظ کنم با عصبانیت گفتم:آقا قباحت داره این چه طرز برخورده؟من فقط میخواستم ..."
این بار دختره که انگاری بهونه خوبی برای تفاهم با جفتش پیدا کرده بود با صدای توام با جیغی گفت:"والله خجالت داره تو با این قد دراز و دک و پزت خجالت نمیکشی که داری گدائی میکنی تازه دوقورت و نیمتم باقیه؟!!!
قبل از اینکه جوابی بدم پسره رو کرد به دختره و گفت:دهن به دهنش نشو عزیزم اینم یک نوع گدائیه لباس شیک میپوشند تا رد گم کنند حتما هم یا کیفش رو گم کرده یا جیبش رو زدن!!!
خانومه رو به پسره کرد و گفت:"راست میگی بیا بریم من خودم قیافه شناسم . از ریختش معلومه از معتادهای خطرناکه. یک وقت بلائی سرمون میاره!
پسره بهش گفت:"کی ؟ این؟غلط میکنه .قیافه اش رو نگاه کن موفنگیه ،عرضه این کارها رو اگر داشت که گدائی نمیکرد
دختره گفت:"...."
من همچنان هاج و واج مونده بودم و اون دختر و پسر جوان دست تو کمر هم همچنان حرف میزندن و میخندیدند و میرفتند!!!
چه سری درون این قیافه هاست که همه فکر میکنند قیافه شناسند اما هیچکس هیچکس رو نمیشناسد؟
پی نوشت: با سبز شدن سر راهتان مشکلات شما را حل میکنیم!!!
روز نوشت ترقه ای: برای عوض کردن خودم دارم تلاش میکنم.هیچ وقت برای تغییر دیر نیست!
دلنوشته ترقه ای: ای کاش هشت پا یک وقتی میگذاشت و آینده ما رو هم پیش بینی میکرد!!!
ایضا:خدایا بابت اختراع خوابهای قشنگ قشنگ ازت متشکرم. اگه تو بیداری نمیشه تو خواب که میشه!!!
کلام ترقه ای : تا تو دوباره باز آئی/ من هم دوباره عاشق خواهم شد(سید علی صالحی)
ایضا: هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خداوند هنوز از بشر نا امید نشده است . (تاگور)
وانت نوشته ترقه ای: خدایا گفته بودی که دوزخت فرداست پس چرا من امروز میسوزم
پارسال ترقه این روزا(ریش پرفسوری)
برگی از دفتر شعر شهریار
لینک ترقه ای: شما چه فلزی هستید؟
ایضا: افراد مشهور با فرزندانشان
ایضا: تصاویری از تبلیغات خلاقانه